على اصغر شميم
551
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
« هموطنان ، متين السلطنه كشته شد در حالىكه با خود بار سنگينى از خيانت و بىشرافتى را همراه برد . ما جامعه را از وجود اين عنصر بىحيثيت پاك كرديم تا سرمشقى براى ساير اشخاص خيانتپيشه باشد كه شايد رويهى خود را عوض نمايند . حقيقتا كمال سرافكندگى و شرمسارى براى ملتى است كه ديده شود پايهى مملكتفروشى و جاسوسى و خدمت به اجانب در آن به جايى رسيده است كه خود آن عوامل ناپاك هم خوب و بد خدمات ايران بر باد ده خود را انتقاد مىكنند و از همه بدتر اين قبيل افراد با افكار شيطانى و پليد خود تمام دستجات و عناصر ميهنپرست را تخطئه مىنمايند . در يك اوضاع و احوال اجتماعى و سياسى بس حساس مثل امروز كه ملل دنيا به ميليونها مرد و زن از هستى و استقلال وطن عزيز خود دفاع مىكنند . بدبختانه در ايران سرشكسته و آشفته ، افراد و اشخاص از طريق جاسوسى مملكتفروشى و خيانت و جنايت پيش مىروند » . « كميتهى مجازات از عموم هموطنان درخواست مىكند كه خيانتكاران را در هر لباس و شغلى كه مىباشند ، معرفى نمايند . در پايان ، كميتهى مجازات با صداى بلند اين جملهى آسمانى و ملكوتى را به گوش خيانتكاران فرو مىخواند : « سرزمينى كه محل سكونت و آقايى ايرانيان با فر و افتخار بوده پيش از اين نبايد مركز جاسوسى و خيانت مشتى عناصر پليد باشد » . « هرگاه شما نمىخواهيد به مادر وطن ترحمى كنيد ، به مادر و فرزندان و همسر خود رحم نماييد و بدانيد در قرن بيستم ديگر نمىشود به خيانت و جاسوسى ادامه داد . در اين قرن جاسوسى و بىشرافتى و وطنفروشى به اجانب محكوم به مرگ و زوال است » . در خلال اقدامات كميتهى مجازات ، كسان ديگرى مانند ميرزا محمد حسين عماد الكتاب ، سيفى قزوينى ، ميرزا على اكبر خان ارداقى برادر قاضى شهيد ارداقى و بهادر السلطنه از خوانين كرد به كميتهى مجازات پيوستند و چندى بعد ، ارداقى به اطلاع كميته رسانيد كه يك عدهى ده نفرى به تازگى از جبههى جنگ بين النهرين ( عراق ) به تهران بازگشته و در نظر دارند كميتهاى به منظور خدمت به مملكت تأسيس كنند و پيشنهاد كردهاند كه با كميتهى مجازات همكارى داشته باشند . سران كميته با اين پيشنهاد موافقت قطعى نكردند ولى چند روز بعد ترور ميرزا محسن مجتهد اتفاق افتاد ، زيرا ارداقى به اطلاع كميته رسانيده بود كه آن هيئت ده نفرى تصميم به ترور مجتهد مزبور دارند و چه كميته بخواهد و چه نخواهد تصميم خود را اجرا خواهند كرد . قدر